سفری پر ماجرا
سلام
اول نوشتم مي گم عاشقتم بي انتها گلم هر وقت اين متن رو مي خوني بدون که هميشه
دوستت دارم
خيلي خوشحالم يه دنيا مي گم چرا بذار از اول هفته بگم تا بدونين چرا الان اينطوريم
منو گلم شنبه رفتيم يه سفر کوچولو براي انتخاب واحد شانس بد با يه اتوبوسي رفتيم که پشيمون شديم گفتيم اي کاش با سواري ميرفتيم آخه سره سربالايي که مي شد اتوبوس نياز به هل دادن داشت
خلاصه بعد يه جون کندنِ اتوبوسه رسيديم آخ که کلافه شده بوديم اساسي
از اتوبوس که پياده شديم به سرعت به سمتِ دانشگاه رفتيم چون دير رسيده بوديم
رفتيم داخله دانشگاه خيلي بهتر از دانشگاه خودمون بود زياد گير نمي دادن
با هم رفتيم دنباله مدير گروهِ درسه گلم هر چي گشتيم پيدا نکرديم از هر کي هم مي پرسيديم يا مي گفت نمي دونم کجاست يا آدرسه اشتباه مي داد
بعد از حدود ۳۰ دقيقه دور خودمون چرخيدن آخر خانمه مدير گروه رو پيدا کرديم گفتم گلم مي خواد چند تا واحد اينجا مهمان شه گفت مشکلي نداره واحدهايي که ارائه شده رو داخل بُرد زديم ببينيد کدومو مي خواد مهمان شه بعد بياين پيشم ما هم خوشحال رفتيم طرفه بُرد که بعد از چندين بار ليستو برنداز کردن ديدم که اون واحدهايي که مي خواسته ارائه نشده منو مي گي يه لحظه جا خوردم
آخه گلم گفته بود دوستش که اينجا درس مي خونه گفته اين واحد ارائه مي شه منم به گلم گفته بودم بذار زنگ بزنيم بپرسيم بعد بريم اما اون گفت نه با تلفن کسي جواب ما رو نمي ده
بعد من يه ذره جوش آوردم يه ذره با گلم جر وبحث کردم قیافه من بعد از دعوا
شوخی کردم به اونجا ها نرسید ولی اونم مي گفت من مقصر نيستم دوستم مقصره
آخ الهي بگم دوستت.......بشه
بعد رفتيم پيش خانومه مدير گروه حالتِ مظلومانه
که هيچ جور اين واحد ارائه نميشه که اونم با لطفه زياد به ما گفت نه عزيزانم
ما هم که ديگه نمي تونستيم کاري کنيم گفتيم از دانشگاه بريم بيرون بهتره
بعد به گلم گفتم بريم تو شهر يه دوري بزنيم(( اينو گفتم تا غصه رو از دلش در بيارم تا از دستم ناراحت نباشه
رفتيم))تو بازار شهر يه دوري زديم بعد ديدم هردو شديد گرسنگي داره بهمون فشار مياره همونجا ها به يه رستوران مراجعه کرديم بعد از اونجا هم رفتيم ترمينال مي خواستيم با سواري برگرديم که به خاطره امنيته جاني بيشتر دوباره با اتوبوس برگشتيم البته اين دفعه خدايي اتوبوسه خوب بود
بعد تو راه از گلم به خاطر کارم معذرت خواهي کردم
اونم منو بخشید قربونه گلم که اینقدر دل نازکه
وقتي رسيديم ماشين گرفتم و گلم رو تا خونه رسوندم ازش خداحافظي کردم و تا امشب که دارم مينويسم هنوز اونو نديدم ولييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
فردا صبح منو اون با هم هستيم به خاطره اينه که اين قدر خوشحالم
واي وقتي متن رو تا بالا بر ميگردم شرمندتون ميشم
آخه هر چي سانسوره متني کردم کم
نشد بازم متنه زياد شد بازم شرمنده
گلم دوستت دارم




سفر عشق

